نارسایی کلیه و سرطان هر دو از بیماریهایی هستند که بیرحمانه کیفیت زندگی انسان را نشانه میگیرند؛ اما آنچه بسیاری از افراد نمیدانند این است که میان این دو بیماری ارتباطی پنهان و درعینحال عمیق وجود دارد. بر اساس گزارش انجمن نفرولوژی آمریکا، افراد مبتلا به نارسایی کلیه تا ۲۵٪ بیشتر از افراد سالم در معرض ابتلا به برخی سرطانها قرار دارند.
همچنین مطالعات نشان میدهد که در بیماران دیالیزی، احتمال بروز سرطان کلیه و سیستم لنفاوی تا دو برابر افزایش مییابد.
این آمارها یک هشدار جدی هستند:
وقتی کلیهها از کار میافتند و سموم در بدن جمع میشوند، بدن به محیطی ایدهآل برای جهش سلولی و در نهایت سرطان تبدیل میشود.
سالانه بیش از ۲ میلیون نفر در سراسر جهان تحت دیالیز قرار میگیرند.
در مقالهی پیش رو، قرار است پرده از رابطه پیچیده و در عین حال حیاتی نارسایی کلیه و سرطان برداریم؛ از دلایل علمی این ارتباط گرفته تا شایعترین سرطانهای مرتبط، عوامل خطر، روشهای تشخیصی و راهکارهای پیشگیرانه برای بیمارانی که از دو جبهه در حال جنگ هستند.
اگر میخواهید بدانید چرا نارسایی کلیه میتواند بدن را مستعد سرطان کند و چگونه میتوان از این چرخه خطرناک پیشگیری کرد، این مطلب دقیقا همان جایی است که باید شروع کنید.
بررسی ارتباط نارسایی کلیه و سرطان
نارسایی کلیه و سرطان دو وضعیت پزشکی جدی هستند که میتوانند به طور قابل توجهی بر کیفیت زندگی افراد تاثیر بگذارند. در حالی که ممکن است به نظر غیرمرتبط به نظر برسد اما در واقع یک ارتباط قابل توجهی بین این دو بیماری وجود دارد.
در این بخش از مقاله، ارتباط بین نارسایی کلیه و سرطان، انواع شایع سرطان مرتبط با نارسایی کلیه، عوامل خطر برای ایجاد هر دو بیماری، علائم و نشانههایی که باید مراقب آنها بود و انواع تستهای تشخیصی را بررسی خواهیم کرد.
همواره باید بدانید که با ارتقای آگاهی و تشخیص زودهنگام بیماری سرطان، میتوانیم مراقبت و حمایت بهتری را برای افرادی که تحت تاثیر این شرایط قرار دارند، ارائه دهیم.

ارتباط بین نارسایی کلیه و سرطان:
نارسایی کلیه و سرطان رابطه پیچیدهای با یکدیگر دارند. در حالی که نارسایی کلیه مستقیما باعث سرطان نمیشود اما افراد مبتلا به نارسایی کلیه، در معرض خطر بیشتری در جهت ابتلا به سرطان قرار دارند و احتمال بروز انواع خاصی از سرطان، در این افراد بسیار بیشتر از سایرین خواهد بود.
یکی از دلایل اصلی این امر، اخلال در عملکرد کلیهها است که میتواند منجر به تجمع سموم و مواد زائد در بدن شود. این تجمع سموم، میتواند احتمال آسیب و جهش DNA را افزایش دهد، که به عنوان پیشزمینهای برای توسعه سرطان در نظر گرفته میشود.
سرکوب ایمنی، التهاب مزمن و استرس اکسیداتیو؛ سه ستون اصلی ارتباط نارسایی کلیه و سرطان
۱. سرکوب ایمنی (Immune Suppression)
یکی از برجستهترین دلایل افزایش خطر سرطان در بیماران مبتلا به نارسایی کلیه، کاهش قدرت سیستم ایمنی است. در شرایط نارسایی کلیه، بدن توانایی طبیعی خود در تشخیص و از بین بردن سلولهای غیرطبیعی را از دست میدهد. سیستم ایمنی که باید نقش «نگهبان ضدسرطان» را ایفا کند، در اثر تجمع مواد سمی، اوره بالا، اختلالات هورمونی و عملکرد نامنظم سلولهای دفاعی، ضعیف میشود.
این ضعف ایمنی موجب میشود سلولهایی که دچار جهش ژنتیکی شدهاند، بهجای نابودی، تکثیر شده و به شکل تومور رشد کنند. در بیماران دیالیزی و نیز افرادی که پیوند کلیه دریافت کردهاند، سرکوب ایمنی حتی شدیدتر است و این امر یکی از دلایل اصلی بروز سرطانهای دستگاه لنفاوی، پوست و کلیه در این بیماران محسوب میشود.
۲. التهاب مزمن (Chronic Inflammation)
التهاب طولانیمدت یکی دیگر از عوامل بنیادی است که مسیر ایجاد سرطان را در بیماران کلیوی تسریع میکند. نارسایی کلیه باعث تجمع مواد زائد در خون میشود و این وضعیت، سیستم ایمنی را به حالت «فعالیت دائمی» وارد میکند. التهاب مداوم، محیطی ایدهآل برای آسیبدیدن DNA، تکثیر غیرطبیعی سلولها و افزایش خطر تومورزایی ایجاد میکند. پژوهشها نشان دادهاند که نشانگرهای التهابی مانند CRP، IL-6 و TNF-α در بیماران کلیوی به میزان زیادی بالا هستند؛ مولکولهایی که نقش مستقیم در تحریک رشد سلولهای سرطانی دارند. در نتیجه، التهاب مزمن نهتنها عامل پیشبرنده نارسایی کلیه است، بلکه محرک خاموشی برای شکلگیری انواع سرطانهای کلیه و روده در این گروه از بیماران محسوب میشود.
۳. استرس اکسیداتیو (Oxidative Stress)
در بیماران مبتلا به نارسایی کلیه، تعادل میان رادیکالهای آزاد و آنتیاکسیدانهای بدن به شدت برهم میخورد. افزایش رادیکالهای آزاد، که به عنوان محصولات فرعی سوختوساز سلولی و تجمع سموم عمل میکنند، موجب تخریب غشاهای سلولی، جهش DNA و ناپایداری ژنتیکی میشود. این فرآیند که «استرس اکسیداتیو» نام دارد، یکی از موتورهای محرک سرطانزایی است. سطح بالای اوره، اختلال در دفع فلزات سنگین و عملکرد ناقص میتوکندریها همگی استرس اکسیداتیو را تشدید میکنند. در چنین شرایطی، سلولهای بدن بیشتر در معرض جهشهای تصادفی قرار میگیرند و خطر تبدیل این سلولها به تومورهای سرطانی افزایش مییابد.
۴. کاهش توانایی بدن در ترمیم DNA
نارسایی کلیه علاوه بر ایجاد التهاب و استرس اکسیداتیو، توانایی بدن در ترمیم آسیبهای DNA را نیز تضعیف میکند. مکانیسمهای سلولی که مسئول شناسایی و اصلاح اشتباهات ژنتیکی هستند، در این شرایط کارایی کمتری دارند. وقتی سلولهای آسیبدیده بهموقع ترمیم نشوند، احتمال تثبیت جهشها و آغاز رشد سلولهای کنترلنشده افزایش پیدا میکند. این اختلالات بهویژه در سلولهای کلیه و بافتهای در معرض فیلتر مواد زائد، شدیدتر مشاهده میشود.
۵. نقش دیالیز در تشدید یا کنترل این عوامل
دیالیز اگرچه جان بیمار را نجات میدهد، اما خود میتواند برخی از این عوامل سرطانزا را تقویت کند. تماس مداوم خون با فیلترهای دیالیز و مواد بیگانه، تولید سیتوکینهای التهابی را افزایش میدهد و به التهاب مزمن دامن میزند. از سوی دیگر، دیالیزهایی که کیفیت مطلوب ندارند یا با فواصل طولانی انجام میشوند، نتوانند سموم را بهخوبی دفع کنند، باعث بالا رفتن سطح رادیکالهای آزاد و تشدید استرس اکسیداتیو خواهند شد. به همین دلیل، نوع دیالیز، کیفیت و دفعات آن نقش پررنگی در کاهش یا افزایش خطر سرطان در بیماران کلیوی دارد.
۶. اثر متقابل این سه عامل در آغاز سرطان
سرکوب ایمنی، التهاب مزمن و استرس اکسیداتیو نهتنها بهطور مستقل خطر سرطان را افزایش میدهند، بلکه اثرات آنها یکدیگر را تشدید میکند. استرس اکسیداتیو موجب التهاب بیشتر میشود؛ التهاب سیستم ایمنی را فرسوده میکند؛ سرکوب ایمنی اجازه تکثیر سلولهای جهشیافته را میدهد؛ و چرخهای معیوب شکل میگیرد که خروج از آن دشوار است. این تعامل زیستی علت اصلی بالاتر بودن آمار سرطان در بیماران مبتلا به نارسایی کلیه نسبت به جمعیت عمومی است.
انواع سرطانهای مرتبط با نارسایی کلیه
چندین نوع سرطان کلیه در افراد مبتلا به نارسایی کلیه شایعتر است که رایجترین نوع آنها، کارسینوم سلولهای کلیوی است که تقریبا ۹۰ درصد از سرطانهای کلیه را شامل میشود.
انواع دیگری از سرطانها که با نارسایی کلیه مرتبط هستند شامل کارسینوم سلولهای انتقالی، تومور ویلمز( یک سرطان نادر کلیه که در درجه اول کودکان را تحت تاثیر قرار میدهد) و لنفوم خواهند بود.
توجه به این نکته ضروری است که خطر ابتلا به طیف از این سرطانها، در افراد مبتلا به نارسایی کلیه بیشتر است اما این بدان معنا نیست که همه افرادی که از نارسایی کلیه رنج میبرند، در نهایت به سرطان کلیه مبتلا خواهند شد.
عوامل خطر ایجاد کننده نارسایی کلیه و سرطان:
به طور کلی درک عوامل خطر نارسایی کلیه و سرطان، میتواند به افراد کمک کند تا اقدامات پیشگیرانهای برای پیشگیری و یا مدیریت این شرایط انجام دهند.
برخی از عوامل خطر رایج برای نارسایی کلیه عبارتند از بیماری مزمن کلیه، فشار خون بالا، دیابت، سابقه خانوادگی بیماریها، اختلالات کلیوی و وارد شدن برخی داروها و سموم به بدن.
از سوی دیگر، عوامل خطر ابتلا به سرطان عبارتند از سن، جنسیت، مصرف دخانیات، قرار گرفتن در معرض برخی مواد شیمیایی یا مواد سرطانزا، سابقه خانوادگی سرطان و برخی شرایط ژنتیکی.
مهم است که افراد از وجود این عوامل خطر آگاه باشند و برای دریافت مشاوره و راهنمایی شخصی، با یک متخصص مراقبتهای بهداشتی یا انکولوژیست مشورت کنند.

سرطانهای شایع در بیماران دیالیزی و بیماران پیوند کلیه
| وضعیت بیمار | سرطان / نوع سرطان | تقریب افزایش خطر / نسبت / شیوع (نسبی)* |
|---|---|---|
| دیالیز | سرطان کلیه (از جمله کارسینوم سلول کلیوی) / سرطان دستگاه ادراری | گزارش شده که خطر کلی ابتلا به سرطان در دیالیز ≈ ۲ برابر جمعیت عمومی است. |
| دیالیز | سرطان تیروئید | در یکی از مطالعات اخیر، تیروئید در میان سرطانهای با افزایش شیوع در بیماران دیالیزی بوده است. |
| دیالیز | سرطان دستگاه ادراری (مثانه/حالبزرگ/ادراری) | مطالعات مختلف اشاره به افزایش سرطانهای ادراری در بیماران کلیوی دارند. |
| پیوند کلیه (بیماران دریافتکننده کلیه پیوندی) | سرطان پوست — بهویژه سرطانهای غیرملانوم (Non-melanoma skin cancer) | نسبت ابتلا به سرطان در پیوند کلیه ۲ تا ۴ برابر عمومی است. همچنین سرطان پوست جزو شایعترین بدخیمیهاست. |
| پیوند کلیه | لنفوم / اختلالات لنفوپروولِیفراتیو پس از پیوند (Post-Transplant Lymphoproliferative Disorder, PTLD) | خطر ابتلا به این بدخیمی در پیوند کلیه افزایش یافته است. |
| پیوند کلیه | سرطان کلیه (کلیه پیوندی یا بافت باقیمانده) | ابتلای به سرطان کلیه در بین پیوندیها شایعتر گزارش شده است نسبت به جمعیت عمومی. |
| پیوند کلیه | سرطانهایی با رابطه ویروسی (مثلاً آشکارا ناشی از ویروسها) | افزایش ابتلا به انواع سرطانهای با منشأ ویروسی (بخصوص در پوست، آنو–ژنیتال و لنفوم) گزارش شده است. |
تقریب افزایش خطر / نسبت» بر اساس دادههایی است که در مقالات مروری و پژوهشی گزارش شدهاند.

علائم و نشانههای ابتلا به سرطان در زمان نارسایی کلیه
نارسایی کلیه و سرطان، میتوانند با طیف وسیعی از علائم و نشانهها ظاهر شوند. در خصوص نارسایی کلیه علائم شایعی که ممکن است بروز پیدا کنند شامل خستگی، تورم در پاها بخصوص مچ پا، تغییر در نحوهی خروج ادرار، مشکل در تمرکز و حالت تهوع خواهند بود.
از سوی دیگر علائم سرطان کلیه بسته به نوع و میزان وخامت بیماری، میتواند متفاوت باشد. برخی از علائم کلی که باید مراقب آنها بود عبارتند از کاهش وزن غیرقابل توضیح، خستگی مداوم، درد، تغییرات در پوست و خونریزی غیرطبیعی.
توجه به این نکته مهم است که این علائم میتوانند ناشی از شرایط دیگری نیز باشند؛ بنابراین ضروری است که بیماران برای تشخیص دقیق و مناسب، به دنبال دریافت مراقبتهای پزشکی باشند.
عوامل زیستی مؤثر بر افزایش خطر سرطان در بیماران مبتلا به نارسایی کلیه
۱. اختلال در عملکرد سلولهای ایمنی
یکی از اساسیترین عوامل زیستی، تغییرات بنیادین در عملکرد سلولهای دفاعی بدن است. در نارسایی کلیه، ماکروفاژها و سلولهای T کارایی کمتری در شناسایی سلولهای جهشیافته دارند. این ضعف ایمنی باعث میشود سلولهای سرطانی که در شرایط عادی حذف میشدند، فرصت رشد و تکثیر پیدا کنند. همچنین عملکرد نادرست سلولهای کشنده طبیعی (NK cells) خطر تشکیل تومور را افزایش میدهد.
۲. افزایش محصولات نهایی گلیکاسیون (AGEs)
در نارسایی کلیه سطح مواد موسوم به AGEs بهشدت بالا میرود. این مولکولها قادرند DNA را تخریب کنند، التهاب را تشدید نمایند و مسیرهای سرطانزایی را فعال کنند. تجمع AGEs یکی از دلایل پیری زودرس سلولی و افزایش آسیبهای ژنتیکی در بیماران کلیوی محسوب میشود.
۳. کمبود ویتامین D و اختلالات هورمونی
کلیهها نقش کلیدی در فعالسازی ویتامین D دارند. زمانی که عملکرد کلیه مختل میشود، سطح ویتامین D فعال کاهش مییابد. این ویتامین نقش مهمی در تنظیم چرخه سلولی، کاهش التهاب و پیشگیری از رشد سلولهای سرطانی دارد. کمبود آن با افزایش خطر سرطان پستان، روده بزرگ و کلیه ارتباط دارد.
علاوه بر این، هورمونهایی مثل FGF23 و PTH در نارسایی کلیه افزایش مییابند و میتوانند فرایندهای تکثیر و آپوپتوز سلولها را مختل کنند.
۴. افزایش استرس اکسیداتیو و نقص در سیستم آنتیاکسیدانی
در بیماران کلیوی سطح رادیکالهای آزاد به حدی میرسد که مکانیسمهای دفاعی بدن قادر به کنترل آن نیست. این حالت موجب جهش DNA، آسیب به پروتئینها و اختلال در عملکرد میتوکندریها میشود. آسیبهای میتوکندری نقش کلیدی در بسیاری از سرطانها از جمله سرطان کلیه دارد.
۵. سندرم کیستهای متعدد کلیوی اکتسابی (ACKD)
ACKD که اغلب در بیماران دیالیزی مزمن ایجاد میشود، خود یکی از مهمترین عوامل زیستی افزایشدهنده خطر سرطان کلیه است. وجود کیستهای متعدد و تغییرات ساختاری در بافت کلیه، محیطی مستعد برای جهش و رشد سلولهای بدخیم ایجاد میکند.
۶. تغییرات در میکروبیوم بدن
اختلال در عملکرد کلیه باعث تغییر در میکروبیوم روده و پوست میشود. برخی باکتریهای پاتوژن میتوانند مولکولهای التهابی و سرطانزا تولید کنند و با ورود این مواد به جریان خون، احتمال بروز بدخیمی افزایش مییابد.
این حوزه از تحقیق یکی از جدیدترین زمینههای علمی در توضیح ارتباط نارسایی کلیه و سرطان است.
۷. تغییر در فاکتورهای رشد سلولی
افزایش IGF-1، VEGF و سایر فاکتورهای رشد در بیماران کلیوی میتواند رشد عروق جدید و تکثیر سلولی را تحریک کند.
این فاکتورها در بسیاری از سرطانها نقش مهمی دارند و سطح بالای آنها میتواند تکثیر سلولهای جهشیافته را سرعت بخشد.
پنهان بودن علائم سرطان در بیماران کلیوی
تشخیص سرطان در بیماران مبتلا به نارسایی کلیه بهویژه در مراحل اولیه، چالشبرانگیزتر از جمعیت عمومی است؛ علت اصلی این موضوع، پنهان بودن یا اشتباه گرفتن علائم سرطان با نشانههای خودِ بیماری کلیوی است. بسیاری از نشانههایی که در افراد سالم میتواند هشدار جدی برای وجود سرطان باشد—مانند خستگی مفرط، ضعف، تهوع، بیاشتهایی یا کاهش وزن—در بیماران کلیوی نیز بسیار رایج و طبیعی تلقی میشود. همین شباهت علائم باعث میشود سرطان تا زمان پیشرفت قابلتوجه، تشخیص داده نشود.
از سوی دیگر، بیماران کلیوی اغلب دچار التهاب مزمن، کمخونی و اختلالات متابولیک هستند؛ این شرایط میتواند علائم سرطان را مخدوش کرده یا شدت آنها را کاهش دهد. برای مثال، خون در ادرار یکی از علائم کلاسیک سرطان کلیه است، اما در بیماران با دیالیز مزمن یا کاهش شدید تولید ادرار، این علامت ممکن است اصلاً ظاهر نشود. همچنین درد پهلو یا شکم که گاهی هشداردهنده وجود تومور است، میتواند با دردهای ناشی از احتباس مایعات یا مشکلات استخوانی در بیماران کلیوی اشتباه گرفته شود.
در این گروه از بیماران، اختلال در سیستم ایمنی نیز میتواند موجب تغییر الگوی علائم شود. زمانی که بدن توانایی کافی برای مقابله با سلولهای سرطانی ندارد، تومورها ممکن است بدون ایجاد واکنش التهابی قابلتوجه رشد کنند؛ در نتیجه بیمار مدت طولانی هیچ علامتی احساس نمیکند. حتی در بیماران پیوند عضو که داروهای سرکوبکننده ایمنی مصرف میکنند، نشانهها میتوانند بسیار خفیف، غیرمعمول یا پنهان باشند.
مسئله دیگر این است که بسیاری از بیماران کلیوی پس از سالها درمان دچار «عادت علائمی» میشوند؛ یعنی بدن و ذهن آنها به نشانههای خستگی، درد، بیحالی و تغییر وزن عادت میکند و بررسی پزشکی آنها را ضروری نمیدانند. همین موضوع تشخیص دیرهنگام سرطان را شایعتر میکند.
در نتیجه، پنهان بودن علائم سرطان در بیماران کلیوی نیازمند غربالگری دقیقتر، تصویربرداریهای منظم و پیگیری بالینی هدفمند است. پزشکان توصیه میکنند بیماران با سابقه دیالیز طولانیمدت یا کیستهای کلیوی اکتسابی، حتی بدون علائم واضح، بهصورت دورهای مورد بررسی قرار گیرند تا از تشخیص دیرهنگام جلوگیری شود.
تستها و روشهای تشخیص نارسایی کلیه و سرطان:
همانطور که مشخص است، متخصصین برای پی بردن به علت زمینهای بیماری و یافتن مناسبترین گزینه درمانی با توجه به شرایط شخص، باید یک سری از تستها و آزمایشات را برای مراجعین تجویز کنند.
بنابراین متخصصین ممکن است انجام مجموعهای از آزمایشات تشخیصی را برای بیمار ضروری بدانند؛ از جمله آزمایش خون برای ارزیابی عملکرد کلیه، آزمایش ادرار برای بررسی ناهنجاریهای موجود در کلیه، تستهای تصویربرداری مانند سونوگرافی یا سی تی اسکن برای ایجاد تصاویر واضح و قابل فهم برای بررسی بافت کلیه و بیماریهای احتمالی و در نهایت بیوپسی کلیه که جهت گرفتن نمونه از بافت کلیه مورد استفاده قرار میگیرد.
از طرف دیگر هنگامی که صحبت از سرطان به میان میآید، روشهای تشخیصی ممکن است شامل آزمایشهای تصویربرداری نظیر اشعه ایکس، ام آر آی یا پت اسکن، بیوپسی برای تایید وجود سلولهای سرطانی و آزمایش خون برای شناسایی نشانگرهای تومور یا تومور مارکرها باشند.
این تستهای تشخیصی نقش مهمی در تعیین وجود و میزان نارسایی کلیه و سرطان، هدایت تصمیمات درمانی و نظارت بر اثربخشی مداخلات درمانی ایفا میکنند.

هشدار درباره استفاده از ماده حاجب (Contrast) در تصویربرداری بیماران کلیوی
تصویربرداری یکی از ابزارهای ضروری برای تشخیص سرطان است، اما در بیماران مبتلا به نارسایی کلیه باید در انتخاب نوع تصویربرداری و استفاده از ماده حاجب دقت ویژهای بهکار برد. برخی روشها مانند CT Scan با ماده حاجب یددار و MRI با گادولینیوم میتوانند برای بیماران کلیوی خطرهای جدی ایجاد کنند.
در بیماران با نارسایی کلیه متوسط تا شدید، تزریق ماده حاجب یددار ممکن است منجر به نفروپاتی ناشی از ماده حاجب (Contrast-Induced Nephropathy) شود؛ حالتی که باعث تشدید آسیب کلیه و کاهش بیشتر عملکرد آن میشود. در افرادی که دیالیز میشوند نیز گرچه تأثیر ماده حاجب متفاوت است، اما همچنان ممکن است تجمع آن در بدن خطرآفرین باشد.
از سوی دیگر، استفاده از گادولینیوم در MRI برای بیماران با نارسایی کلیه شدید میتواند منجر به عارضه نادری اما بسیار خطرناک به نام فیبروز سیستمیک نفروژنیک (NSF) شود؛ وضعیتی که در آن پوست، عضلات و اندامها بهطور پیشرونده سفت میشوند.
به همین دلیل، پزشکان توصیه میکنند:
- قبل از هرگونه تصویربرداری با ماده حاجب، سطح عملکرد کلیه (GFR) بررسی شود.
- در بیماران با GFR بسیار پایین، از تصویربرداری بدون ماده حاجب یا روشهای ایمنتر مثل سونوگرافی و MRI بدون گادولینیوم استفاده شود.
- اگر استفاده از ماده حاجب ضروری باشد، نوع «کمخطر» و کمغلظت انتخاب شده و بلافاصله پس از آن دیالیز سریع انجام شود.
در نتیجه، انتخاب نوع تصویربرداری باید بهصورت کاملاً فردی و با هماهنگی متخصص کلیه و انکولوژیست انجام گیرد.
گزینههای درمانی برای نارسایی کلیه و سرطان
گزینههای درمانی برای نارسایی کلیه و سرطان بسته به شرایط خاص، سلامت کلی فرد و ترجیحات شخصی بیمار، میتوانند متفاوت باشند.
در مورد نارسایی کلیه، گزینههای درمانی ممکن است شامل تجویز داروهایی خاص برای مدیریت علائم و کند کردن روند پیشرفت بیماری باشد.
تغییرات رژیم غذایی برای کاهش بار و فشار بر روی کلیهها، دیالیز برای فیلتر کردن مواد زائد از خون در زمانی که کلیهها دیگر قادر به انجام کاری نیستند و به طور کامل از کار افتادهاند، از دیگر اقدامات جهت نجات کلیهها خواهند بود.
در انتها تصمیم به انجام پیوند کلیه برای داوطلبین پیوند کلیه و افراد واجد شرایط، میتواند یکی دیگر از متودهای درمانی نارسایی کلیه باشد.
در خصوص سرطان کلیه نیز گزینههای درمانی ممکن است شامل عمل جراحی جهت برداشتن تومور یا بافت سرطانی، شیمی درمانی برای از بین بردن سلولهای سرطانی، پرتو درمانی برای هدف قرار دادن و از بین بردن سلولهای سرطانی، درمان هدفمند جهت جلوگیری از رشد سلولهای سرطانی، ایمونوتراپی با تقویت پاسخ ایمنی بدن در برابر سرطان و در آخر درمانهای تسکینی به دلیل تسکین علائم و بهبود کیفیت زندگی بیماران خواهند بود.

چالشهای درمان سرطان در بیماران مبتلا به نارسایی کلیه
درمان سرطان در بیماران مبتلا به نارسایی کلیه با چالشهای منحصربهفرد همراه است و همین موضوع باعث میشود تصمیمگیری درمانی در این افراد پیچیدهتر از سایر بیماران باشد. یکی از مهمترین چالشها، تنظیم دوز داروهای شیمیدرمانی است. بسیاری از داروهای ضدسرطان از طریق کلیه دفع میشوند و در بیماران با عملکرد پایین کلیوی میتوانند در بدن تجمع یافته و باعث سمیت شدید شوند. داروهایی مانند سیسپلاتین یا متوترکسات ممکن است برای این بیماران کاملاً نامناسب باشند.
از سوی دیگر، عملکرد ضعیف سیستم ایمنی در بیماران کلیوی، پاسخ بدن به درمانها را تحتتأثیر قرار میدهد. برخی داروهای ایمونوتراپی ممکن است اثرگذاری متفاوتی داشته باشند یا خطر بروز عوارض التهابی را افزایش دهند. در بیماران پیوند کلیه، استفاده از ایمونوتراپی حتی میتواند باعث پسزدگی عضو پیوندی شود؛ موضوعی که تصمیمگیری درمانی را حساستر میکند.
جراحی نیز در این بیماران پیچیدگیهای خاص دارد. اختلالات انعقادی، کمخونی و مشکلات قلبی که در نارسایی کلیه شایع هستند، میتوانند خطر جراحی را افزایش دهند و دوره بهبود را طولانیتر کنند. همچنین، سمزدایی ناکامل بدن بهدلیل دیالیز ناکافی میتواند تحمل بیمار نسبت به بیهوشی یا درد را کاهش دهد.
چالش مهم دیگر، تداخل درمان سرطان با دیالیز است. برخی داروها باید در زمان خاصی نسبت به جلسات دیالیز مصرف شوند تا از دفع ناخواسته دارو جلوگیری شود. در برخی موارد، حتی لازم است نوع دیالیز یا برنامه آن تغییر کند تا اثر درمان سرطان کاهش نیابد.
در نهایت، عوامل روانی و اجتماعی نیز چالشهای دیگری هستند. بیماران با نارسایی کلیه اغلب دچار خستگی مزمن، افسردگی و محدودیتهای فیزیکی هستند و انجام همزمان درمان سرطان میتواند فشار زیادی بر آنها وارد کند.
به همین دلیل، درمان سرطان در بیماران کلیوی نیازمند یک رویکرد چندتخصصی، دقیق و فردمحور است که در آن نفرولوژیست، انکولوژیست، جراح، متخصص بیهوشی و تیم دیالیز بهصورت هماهنگ عمل کنند.
مدیریت نارسایی کلیه و سرطان به طور همزمان
مدیریت نارسایی کلیه و سرطان به طور همزمان، میتواند چالشهای منحصر به فردی هم برای افراد مبتلا و هم برای متخصصین ایجاد کند؛ زیرا گزینههای درمانی برای یک بیماری ممکن است تاثیرات منفی و ناخواستهای بر دیگری بگذارد.
برای پزشکان متخصص بسیار مهم است که با یکدیگر همکاری کرده تا یک برنامه درمانی جامع را ایجاد کنند که سلامت کلی فرد، مرحله و حالت تهاجمی سرطان، شدت نارسایی کلیه و اهداف و ترجیحات بیمار را در نظر بگیرد.
این همکاری و همفکری، میتواند شامل هماهنگی نزدیک بین نفرولوژیستها، انکولوژیستها، جراحان و سایر متخصصان سرطان کلیه باشد. علاوه بر این، برای افراد مبتلا به نارسایی کلیه و سرطان مهم است که عادات سبک زندگی سالم مانند حفظ یک رژیم غذایی متعادل، درگیر شدن با فعالیت بدنی منظم، مدیریت استرس و پیروی از داروها و رژیم درمانی تجویز شده را اتخاذ کنند.

پشتیبانی و منابع برای افراد مبتلا به نارسایی کلیه و سرطان:
مواجه با نارسایی کلیه و سرطان، میتواند از نظر احساسی و جسمی چالش برانگیز باشد. خوشبختانه، پشتیبانی و منابع متعددی برای کمک به افراد برای عبور از این دوران سخت وجود دارد.
گروههای حمایتی چه حضوری و چه آنلاین، میتوانند باعث بهبود روابط اجتماعی و درک بیماران شوند. خدمات مشاوره، میتوانند به افراد و خانوادههایشان کمک کنند تا با تاثیرات عاطفی این شرایط کنار بیایند.
منابع آموزشی و سازمانهای مبارزه با بیماریهای مزمن، میتوانند اطلاعات، راهنمایی و کمکهای ارزشمندی را در این خصوص ارائه دهند.
برای افراد مهم است که از این منابع استفاده کنند تا اطمینان حاصل شود که در طول سفر درمان سرطان و یا بیماریهای مزمن مثل نارسایی کلیه، حمایتهای مورد نیاز خود را دریافت میکنند.
بررسی اختصاصی نارسایی کلیه
نارسایی کلیه یک وضعیت پزشکی جدی است و زمانی رخ میدهد که کلیهها قادر به انجام وظایف اساسی خود نباشند. کلیهها در حالت طبیعی خود، وظیفه فیلتر کردن مواد زائد و مایعات اضافی از خون، حفظ تعادل الکترولیتها و تولید هورمونهایی که فشارخون را تنظیم میکنند را بر عهده دارند.
هنگامی که کلیهها از کار میافتند، این عملکردهای حیاتی نیز به خطر افتاده و این وضعیت منجر به تجمع سموم و مایعات در بدن میشود؛ در این بین درک علل و گزینههای درمانی نارسایی کلیه که از مهمترین آنها دیالیز است، برای مدیریت موثر این بیماری بسیار مهم است.
علل بروز نارسایی کلیه:
به طور کلی نارسایی کلیه میتواند توسط عوامل مختلفی از جمله شرایط مزمن، آسیبهای حاد و برخی داروها ایجاد شود. شایعترین علت نارسایی کلیه، بیماری مزمن کلیه (CKD) است که اغلب در نتیجه عدم کنترل بیماریهای طولانی مدتی مانند دیابت و فشار خون بالا ایجاد میشود.
از علل دیگر بروز نارسایی کلیه میتوان به عفونت کلیه، انسداد مجاری ادرار، اختلالات خود ایمنی و شرایط ژنتیکی اشاره نمود.
علاوه بر تمامی این بیماریها، مصرف برخی داروها مانند داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی (NSAIDs) و برخی آنتی بیوتیکها، در صورت استفاده بیش از حد یا نامناسب، میتوانند زمینهی آسیب به کلیه را فراهم کنند که این آسیبها در صورتی که درمان نشوند، به مرور زمان باعث نارسایی کلیه و از کار افتادن آن خواهند شد.
دیالیز؛ راهی برای زندگی
پزشکان دیالیز را به عنوان اصلیترین راه برای حفظ بقای بیماران مبتلا به سرطان کلیه تا زمان انجام پیوند عضو معرفی کردند و آن را راهی برای بهودی از این بیماری نمیدانند. در ادامه به نکات کلی این درمان میپردازیم:
- دیالیز چیست؟
دیالیز درمانی است که برای افرادی که کلیههایشان از کار افتاده است و عملکرد سابق را ندارد، به کار گرفته میشود. وقتی فردی نارسایی کلیه دارد، کلیهها آن طور که باید خون را فیلتر نمیکنند.
در نتیجه، مواد زائد و سموم در جریان خون جمع میشوند؛ در این بین، دیالیز به نوعی کار کلیهها را انجام میدهد، یعنی به عبارتی دیالیز مواد زائد و مایعات اضافی را از خون خارج میکند.
- چه کسانی به دیالیز نیاز دارند؟
افرادی که نارسایی کلیه یا بیماری کلیوی مرحله نهایی (ERSD) دارند، ممکن است نیاز به دیالیز داشته باشند. آسیبها و شرایطی مانند فشار خون بالا، دیابت و لوپوس نیز میتوانند به کلیهها آسیب جدی وارد کنند که همین امر موجب بروز بیماریهای کلیوی و در نهایت نیاز به دیالیز خواهد شد.
لازم به ذکر است که همیشه مشکلات کلیوی به واسطه بیماری و یا شرایط سلامتی خاصی ایجاد نمیشوند و فرد ممکن است بدون هیچ دلیلی دچار اختلالات کلیوی شود.
نارسایی کلیه میتواند یک بیماری طولانی مدت باشد یا حتی میتواند به طور ناگهانی (حاد) پس از یک بیماری یا آسیب شدید ایجاد شود. البته که این نوع نارسایی کلیه ممکن است بهبود پیدا کند و به مرور زمان از بین برود.
به طور کلی بیماری کلیوی از لحاظ وخامت به ۵ مرحله تقسیمبندی میشود که در مرحله ۵ بیماری کلیوی، ارائه دهندگان مراقبتهای بهداشتی اختلال فرد را در مرحله نهایی بیماری کلیوی (ESRD) یا نارسایی کلیه قرار میدهند.
در این مرحله کلیهها حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از عملکرد طبیعی خود را انجام میدهند؛ بنابراین بیماران ممکن است برای زنده ماندن نیاز به دیالیز یا پیوند کلیه داشته باشند.
برخی از افراد در حالی که منتظر پیوند کلیه جدید هستند، تحت دیالیز قرار میگیرند تا از آسیبهای شدید در امان بمانند.

انواع دیالیز
بیمارانی که از نارسایی کلیه و یا فقدان کلیه رنج میبرند، از دیالیز برای حفظ کارکرد طبیعی بدن خود استفاده میکنند که بنا بر شرایط و نیاز فرد از دو نوع مختلف دیالیز استفاده میشود؛ در ادامه به صورت مختصر هر کدام از این انواع و کارکردشان را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
- همودیالیز:
در این نوع از دیالیز، دستگاهی خون را از بدن بیمار خارج میکند، سپس آن را از طریق دیالیز (کلیه مصنوعی) فیلتر میکند و خون تمیز شده را دوباره به واسطه دستگاه دیالیز به بدن فرد برمیگرداند.
این فرایند که ۳ تا ۵ ساعت ممکن است طول بیانجامد و معمولا در بیمارستانهای تخصصی و یا مراکز اختصاصی دیالیز و تا ۳ بار در هفته قابل انجام است.
البته برای انجام همودیالیز، حتما نیازی به مراجعه به مراکز درمانی نیست و این فرآیند را در خانه نیز میتوان انجام داد. هنگامی که همودیالیز در خانه انجام میشود، ممکن است تعداد دفعات انجام آن بیشتر از مراکز درمانی باشد؛ چرا که فرد ساعات کمتری از دستگاه دیالیز استفاده خواهد کرد.
همودیالیز خانگی را میتوان شبها در هنگام خواب نیز انجام داد تا هم در وقت صرفهجویی شود و هم پروسه درمان بیمار انجام شده باشد.
- دیالیز صفاقی:
با دیالیز صفاقی، رگهای خونی ریز داخل دیواره شکم (صفاق) با کمک محلول دیالیز خون را فیلتر میکنند. این محلول نوعی مایع پاک کننده است که حاوی آب، نمک و سایر مواد افزودنی است.
دیالیز صفاقی را نیز مشابه همودیالیز، میتوان در خانه انجام داد. دو راه برای انجام این نوع دیالیز وجود دارد:
- دیالیز صفاقی خودکار که برای انجام به دستگاهی به نام سیکلر نیاز دارد.
- دیالیز صفاقی سرپایی مداوم (CAPD) که به صورت دستی انجام میشود.
به نقل از سایت Cleveland Clinic: دیالیز درمانی است برای افرادی که کلیههایشان از کار افتاده است؛ دیالیز، کار طبیعی کلیههای شما — یعنی فیلتر کردن مواد زائد و مایع اضافی از خون — را بر عهده میگیرد.
قبل از همودیالیز چه اتفاقی رخ میدهد؟
تمامی بیمارانی که قرار است تحت همو دیالیز قرار بگیرند، قبل از شروع پروسه همودیالیز تحت یکی عمل جراحی جزئی قرار میگیرند تا دسترسی به عروق بیماران در طی زمان انجام پروسهی دیالیز آسانتر شود. این دسترسی به دو صورت امکانپذیر خواهد بود:
- فسیتول شریانی وریدی ( فسیتول AV):
به طور کلی ایجاد فیستول برای بیماران در جهت انجام همودیالیز شایعتر است؛ برای ایجاد فیستول، جراح شریان و ورید بازوی بیمار را به یکدیگر متصل میکند.
- گرافت شریانی وریدی ( گرافت AV):
اگر شریان و ورید برای اتصال خیلی کوتاه باشند، جراح یک ابزار پیوند دهنده که یک لوله نرم و توخالی است را برای اتصال شریان و ورید استفاده میکند.
فسیتولها و گرافتهای AV، شریان و ورید متصل را بزرگ میکنند تا دسترسی به عروق را برای انجام دیالیز آسانتر کنند. آنها همچنین با اینکار به افزایش سرعت جریان خون در داخل و خارج از بدن بیماران کمک میکنند.
در صورتی که نیاز باشد تا دیالیز به سرعت انجام شود، ممکن است ارائه دهندگان مراقبتهای بهداشتی یک کاتتر ( لوله نازک) را برای دسترسی موقت در ورید گردن، قفسه سینه و یا پا تعبیه کنند.
پزشک متخصص قبل از شروع پروسه دیالیز، به بیمار خود آموزش میدهد که چگونه از عفونت فسیتول یا گرافت خود جلوگیری کند. علاوه بر این، متخصصین نحوه انجام همودیالیز در خانه را نیز به بیماران خود توضیح خواهند داد.
نحوه انجام همودیالیز + مراقبتهای پس از آن
در طول همودیالیز، دستگاه دیالیز در وهله اول خون را از طریق یک سوزن که در بازوی بیمار قرار داده میشود، خارج میکند؛ سپس خون را از طریق فیلتر دیالیز به گردش در میآورد تا مواد زائد را به محلول دیالیز منتقل کند. این مایع پاک کننده حاوی آب، نمک و سایر مواد افزودنی است.
خون فیلتر شده پس از فیلتراسیون در دستگاه دیالیز، از طریق سوزن دیگری که در بازو تعبیه شده است، به بدن بیمار باز میگردد. در نهایت پزشک متخصص فشار خون بیمار را برای بررسی تنظیم سرعت جریان خون در داخل و خارج از بدن وی کنترل میکند.
بعد از همودیالیز چه اتفاقی رخ میدهد:
برخی از افراد در طول پروسه دیالیز یا بلافاصله پس از همودیالیز، فشار خون پایین را تجربه میکنند که همین امر موجب بروز سرگیجه، حالت تهوع و یا ضعف خواهد شد.
از دیگر عوارض همودیالیز میتوان به درد قفسه سینه و یا دردکمر، سردرد، گرفتگی عضلات و سندرم پای بیقرار اشاره نمود.

- دیالیز صفاقی
در ادامه روند دیالیز صفاقی و اتفاقات قبل، حین و پس از آن را مورد بررسی قرار میدهیم.
قبل از دیالیز صفاقی چه اتفاقی میافتد:
حدود سه هفته قبل از شروع دیالیز صفاقی، بیمار تحت یک عمل جراحی جزئی قرار خواهد گرفت. در طی این عمل جراحی، جراح یک لوله نرم و نازک (کاتتر) را از طریق شکم بیمار و به داخل صفاق وارد میکند.
این کاتتر به طور دائمی در جای خود باقی میماند و مانند برخی متودهای درمانی دائما تعویض نخواهد شد. در صورت نیاز پزشک متخصص به بیماران آموزش میدهد که چگونه دیالیز صفاقی را در خانه انجام دهند و از بروز عفونت در محل کاتتر جلوگیری کنند.
در طول دیالیز صفاقی چه اتفاقی میافتد:
در طول این پروسه، کاتتر بیمار به یک شاخه از لوله Y شکل متصل میشود. این لوله به کیسهای که حاوی محلول دیالیز است، متصل میشود.
محلول از طریق لوله و کاتتر به داخل حفره صفاقی جریان مییابد؛ در ادامه لوله و کاتتر را بعد از حدود ۱۰ دقیقه که کیسه خالی شد، میتوان جدا نمود و درپوش کاتتر را نیز برداشت.
درحالی که محلول دیالیز داخل حفره صفاقی مواد زائد و مایعات اضافی بدن را جذب میکند، بیماران میتوانند فعالیتهای معمول خود را انجام دهند.
این فرآیند معمولا بین ۶۰تا ۹۰ دقیقه طول خواهد کشید. در مرحله بعدی، درپوش از روی کاتتر برداشته میشود و از شاخه دیگر لوله Y شکل استفاده میشود تا مایع در یک کیسه تمیز و خالی تخلیه شود.
تمامی این مراحل ۴ بار در طول روز تکرار میشوند؛ به طوری که طبق گفتهی متخصصین، بیماران تمام شب را با محلول در معده به خواب میروند.
البته برخی از افراد ترجیح میدهند دیالیز صفاقی را در طول شب انجامدهند. با دیالیز صفاقی خودکار، دستگاهی به نام سیکلر مایع را در هنگام خواب به داخل و خارج بدن پمپ میکند.

بعد از دیالیز صفاقی چه اتفاقی خواهد افتاد:
مایع موجود در شکم میتواند باعث شود بیمار احساس نفخ یا سیری داشته باشد. از طرف دیگر بیماران ممکن است احساس ناراحتی داشته باشند اما نکته مثبت این درمان، دردناک نبودن آن است.
البته باید توجه داشت که هنگامی که معده بیماران پر از مایع است، ممکن است معده از روی ظاهر شکم بیش از حد معمول بیرون بزند.
خطرات و عوارض هر دو نوع دیالیز
برخی از افراد با فیستول با پیوند AV مشکل دارند که همین امر ممکن است باعث به وجود آمدن عفونت، جریان خون ضعیف یا انسداد بافت اسکار یا لخته خون شود.
در حین دیالیز به ندرت ممکن است سوزن دیالیز از بازوی بیمار خارج شود و یا لولهای از دستگاه خارج شده و ارتباطش قطع شود که یک سیستم تشخیص نشست خون در دستگاه دیالیز تعبیه شده که به بیمار یا کادر پزشکی این مشکل را هشدار میدهد.
در این زمان دستگاه دیالیز، به طور موقت خاموش میشود تا زمانی که مشکل به وجود آمده به طور کامل برطرف شود. این سیستم باعث میشود که بیماران خون زیادی از دست ندهند.
کلام آخر
مواجهه با نارسایی کلیه یا سرطان، فقط یک چالش پزشکی نیست؛ یک نبرد روحی و ذهنی نیز هست. اما حقیقت مهم این است که هیچکس در این مسیر تنها نیست. با آگاهی، تشخیص زودهنگام و انتخاب سبک زندگی سالم، میتوان مسیر درمان را کوتاهتر و آینده را روشنتر کرد.
به خاطر داشته باشید:
هر تصمیم کوچک مراقبتی امروز، میتواند بزرگترین قدم برای محافظت از سلامت فردا باشد.
بدن شما ارزشمند است—به آن زمان، توجه و مهربانی بیشتری بدهید.
حالا نوبت شماست…
آیا تجربهای از نارسایی کلیه یا سرطان در خانواده یا اطرافیان خود داشتهاید؟
یا سؤالی دارید که دوست دارید در مورد آن بیشتر بدانید؟
نظرتان را در بخش دیدگاهها ثبت کنید؛
ما پاسخگوی شما هستیم و نظرتان میتواند برای دیگر بیماران نیز الهامبخش باشد. 🌿💬





راهنمای ثبت دیدگاه درمانی
برای اینکه پاسخ دقیقتری از تیم درمان دریافت کنید، لطفاً در پیام خود به این موارد اشاره کنید: